تبلیغات
احتمالاً شما هم تازه فهمیدید.اینکه امروز رهبرمان با دانشجویان دانشگاه علم و صنعت دیدار داشتند.تالان هم که من دارم این پست را میفرستم بالاتمامی خبرگزاریها در سکوت خبری به سر میبرند.البته غیر از سایتkhamenei.ir که آن هم فقط یک تیتر زده با یک عکس خیلی بی ربط! فقط اسمش دیدار آقا با دانشجویان علم و صنعت بود.به قول رفیقم گر ماها نبودیم سالن خالی می شد.و حالا شرح ما وقع
درست ساعت 6:23 صبح یکی از رفقا بهم sms زد.
سلام بشری جان!دیدار آقا با دانشجویان.امروز،علم وصنعت.ورود با کارت دانشجویی.ساعت 7:30 اونجا باش
بدو از خواب پریدم.نماز خوندم و زدم بیرون. نزدیکای 8 بودکه رسیدم.
رفتم تو دانشگاه.انگار نه انگار که خبری قراره باشه.توی راه پلاکاردهایی زده بودند که ورودی خواهران.به طرف محل دیدار.تقرباً 8 تا از ان پلاکاردها را که رد کردیم ،رسیدیم به جایی که باید دار و ندارت را تحویل میدادی. کل یوم کیفم را به همراه ساعت و موبایل تحویل دادم.دیگرفقط خودم بودم و کارت دانشجوییم و یک شماره 166 که بتوانم با آن کیفم را پس بگیرم.همین
*گشتن.این مهمترین رکن هر دیداری است.خصوصا اگر میهمان آن شخص اول مملکت باشد.
*بعد به مرحله جذاب پذیرایی میرسیدیم.در آن سرمای صبح شیر کاکائو داغ خیلی میچسبید.برای سلامتی باعث وبانیش صلوات
*گشتن به توان 2.با اینکه جاهایی نظیر کف پا از دید مسولین پنهان بود. اما این دلیل بر نگشتن نمی شود.دیگر اگر بمب خوشه خوشه هم داشتیم پیدا میکردند؟؟!؟
بعد ازگذشتن از این مراحل بالاخره رفتیم تو.مثل همیشه خواهران وبرادران هلال احمر برای بروزهر گونه حوادث آماده بودند.از همین جا میگویم دستشان درست
نشستیم....نشستیم.....شعرمان را هم چند بارتمرین کردیم...... شعار هم دادیم....هی عقب و جلو را هم دیدیم......
بله.حالا فلسفه گرفتن ساعت معلوم می شد.من فقط فهمیدم که ساعت هشت و خورده ای رفتم تو و یازده وسی و شش دقیقه بیرون آمدم.همین.
الان که دارم ین پست را میزنم سایت دانشگاهم.برسم خانه عکسها و متن شعر و مابقیه قضایا راهم می فرستم بالا.فعلاً این را داشته باشید تا بعد

می شود به این پست گفت یک شروع خوب بعد یک سال دوری از وبلاگ قبلی که نه دلمان می آید حذفش کنیم و نه حوصله مان می کشد آپش کنیم!
و امشب بعد از یک سرچ چند دقیقه ای آمدیم میهن بلاگ بلکه فرجی حاصل شود و ما هم سر ذوق بیائیم!
امیدواریم شما میهن بلگی ها هم کمی تحویل بگیرید که البته بعید به نظر می رسد...
و این را بگویم که به شرطی مطلب بعدی را میزنم که....اصلاً اگر مردید،نظر ندهید.ببینیم اخرش کی کم می آورد؟